به نام خدا

جلسه این هفته که با حضور سعیده، خانم "..."، ارغوان، در وطن خویش غریب و ایول برگزار گردید، بیشتر به بحث و گفتگو درباره‌ی چگونگی برگزاری کلاس، کمیت وکیفیت آن (روز و ساعت کلاس، مطالب مطرح و مورد بحث در کلاس و تعداد اعضا برای برگزاری هر چه بهتر کلاس) اختصاص یافت. در پایان صحبت‌ها پیشنهاد شد که اعضا دوستانی از خود را که علاقه‌مند به حضور در کلاس می‌باشند، برای شرکت در کلاس معرفی نمایند. همچنین اعضا تمایل دارند که الف) مطالب مطرح در کلاس دارای پیوستگی باشد تا حدالامکان از پراکندگی ذهن جلوگیری شود. به این منظور قرار شد در پایان هر جلسه مطالبی که قرار است در جلسه‌ی آینده به آن پرداخته شود، به طور دقیق مشخص شوند تا اعضا در طول هفته به تمرکز بر آن‌ها بپردازند. مطابق نظر همه‌ی حاضرین در این جلسه، مثنوی‌خوانی از علایق و تمایلاتی است که اغلب دوستان مایل به اختصاص یافتن بخشی از هر جلسه به آن می‌باشند (مسئولیت اعلام این مطالب را در پایان هر جلسه در وطن خویش غریب به عهده گرفت). ب) بخشی از کلاس نیز به مطالبی که هر یک از اعضا تمایل دارد (مرتبط یا غیرمرتبط با بحث پیوسته‌ی کلاس) مطرح کند، اختصاص یابد. اعم از خواندن شعر، نوشته، کتاب، سفرنامه، بیان دغدغه و ... . توصیه/یادآوری شد که مطالب هر چه ممکن است آمیخته و برخواسته از ذوق و علایق افراد باشد.

در ادامه به گفتگویی دوستانه در رابطه با انگیزه فعالیت اعضا در کلاس پرداخته شد که نتایج آن عبارت بودند از

1-    کمی با هم مهربان‌تر باشیم.

2-    برای ایجاد پویایی هر چه بیشتر، دوستان در طول هفته با هم تماس گرفته و روند ذهنی خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. برای عملی شدن هر چه بیشتر این موضوع، اعضایی که در طول هفته با یکدیگر تماس خواهند گرفت (انشاا...) نیز تعیین شدند.

مطالبی که برای جلسه‌ی آینده مشخص گردید به شرح زیر می‌باشند:

1-    از دفتر دوم مثنوی، "گفتن نابینای سایل که دو کوری دارم" و "تتمه حکایت خرس و آن ابله که بر وفای او اعتماد کرده بود".

2-    ریشه‌یابی لغات آیه‌ی دوم سوره‌ی نساء

در بخش پایانی جلسه، پیشنهاد شد که دوستان مطالب درک کرده از آیه‌ی اول سوره‌ی نساء را به زبان ساده بیان کنند که از اعضا (حاضرین و غایبین) میخواهم گفته‌های خود را در وبلاگ بیاورند.

" گیرایی آیه برای من از ریشه‌یابی و معانی دو کلمه‌ی "رجال" (رونده، پا) و نساء (به تاخیر انداختن، ماندن) و انشقاق کلمات ناس، نساء، انس، نسیان و انسان آغاز شد. پس از آن نیز کلمات "خَلَقَ" (به معنای جعل، توهم، دروغ واقع‌نما" و زوج (به معنای هم‌سنخ، ضدّ). زوج مثل همان تصویری است که در رویارویی با آینه ظاهر می‌شود و خبر از حقیقتی غیر از خود می‌دهد که ظهور آن و به وجود آن وابسته است.

هدف و غایت خلقت انسان اگر رسیدن به نفس واحده باشد، راه رسیدن به این حقیقت جز از طریق و با ظهور این تصویر (که گویا جعل شده‌ی آن حقیقت یا ضد آن است)، ممکن نیست.

همچنین می‌تواند چنین باشد که هر نفس مجموعه‌ای است از "رجالاً کثیراً و نساء" که برای رسیدن به نفس واحده وجود هر دوی آن‌ها لازم و ضروری است. اما در نهایت رسیدن به نفس واحده و به آغوش کشیدنش با سراسر ذکر شدن و عدم نسیان میسر خواهد شد انشاا..."


ارغوان