سورهی حدید
در سراسر این سوره، تنها یک بار کلمهی "حدید" به کار رفته
است. "آهن را که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است فرو فرستادیم".
آن شب کمی بعید دانستم که سورهای از کتابی جاوید به خاطر این جمله "حدید"
نامیده شده باشد.
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا
بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ
النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ
لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ
اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿۲۵﴾
آخرین باری که ترازو دیدم 7-6 ساله بودم. آن روزها هنوز مغازهی میوه
فروشی عموجان حسن در طالقان به راه بود. وقتی همه در منزل عموجان مشغول گپ و گفت و
چیدن آلبالو و خوردن آن بودند ما از حیاط پشت مغازه میرفتیم پشت دخل.
ترازوی مغازه آبی کمرنگ بود؛ رنگ خیلی از جاهایش پریده بود؛ همه جور
وزنه دور ترازو، روی میز پخش بود؛ ریز و درشت. وزنههای بزرگ بدنهی استوانه ای
شکل داشتند و یک دسته ی ایستاده ی کلفت از جنس خودشان؛ روی بدنه، وزن هر کدام برجسته
نوشته شده بود. دو دستی وزنه های بزرگ را روی یک کفه می گذاشتم و از صدای کوبیده
شدن کفه به ته ترازو احساس قدرت می کردم. هر قدر که وقت داشتم تمامی حالت های
ممکن، برای تقسیم کردن وزنه ها بین دو کفه را امتحان می کردم. موقع خداحافظی امّا،
دل کندن از ترازوی عموجان حسن خیلی سخت بود.
امشب تقابل ترازو و آهن در این آیه من را به روزهای کودکی برد. پای
ترازوی آبی رنگ و وزنه های آهنی.
"پیامبران خویش را فرستادیم
و برای اینکه مردم به داد
قیام کنند با ایشان کتاب و ترازو فرستادیم
و آهن در آن (در ترازو) فرو فرستادیم
آهنی به شدّت سخت
و به نفع انسان ها
برای اینکه بدین ترتیب خدا آن کس را که او و فرستادگانش را به نهان
یاری می کند بشناسد
همانا خدا توانای عزّتمند است"
در آیه ی 27 گفته شده: "به عیسی بن مریم انجیل دادیم و در دل های
آنان که پیروی اش می کردند مهربانی و ترحّمی نهادیم و گوشه گیری ای که از خویش
درآوردند (بدعت کردند) برایشان جز در پی خوشنودی خدا ننوشتیم"
به همین دلیل بیشتر باور کردم که وزنه ها (حدید) گرچه بأس و شدید امّا
در کفه ای که به نفع انسان ها باشد نازل شده است.
انگار این ترازو از هنگام نزول با وزنه ای در یکی از کفه ها، آنگونه
که به نفع انسان باشد آمده است. تا همه ی سنگینی برابر کردن دو کفه بر دوش آنان
قرار نگیرد.
پ.ن. گرچه این برداشت کاملا شخصی ست و نیازمند بررسی عمیق تر معانی و
قواعد دستوری آیات مربوطه می باشد، امّا از آنجا که در حال حاضر به علت محدودیت
زمان این کار برایم میسر نیست، خواستم این برداشت کوتاه را با شما تقسیم کنم.
فضّه