گزارش 9
به نام خدا
آنگونه که از اشعار مولانا برمی آید، تقلید یکی از هزاران جاده ای است که به تحقیق منتهی می شود و چنانچه پا جای رد پای یاران خوش بگذاری، شیرینی حقیقت را خواهی چشید و از تقلید خواهی رست. همچون کودکی که پس از ماه ها با رها کردن انگشتان مادر، لذّت برداشتن اولین گام های مستقل زندگی اش را تجربه می کند. اما در انتهای این جاده تقلید، گنج حقیقت نهفته است. پس رسیدن به آن راحت نخواهد بود که
گر گریزی بر امید راحتی زان طرف هم پیشت آید آفتی
آفتی همچون حکایت آن زاغ که به تقلید از راه رفتن کبک، راه رفتن خود را نیز فراموش کرد. چنین طمعی آداب خاص خود را دارد. تقلیدی پیاپی و عاری از طمع.
عکس چندان باید از یاران خوش که شوی از بحر بی عکس آبکش
عکس کاوّل زد، تو آن تقلید دان چون پیاپی شد، شود تحقیق آن
تا نشد تحقیق از یاران مَبُر از صدف مگسل، نگشت آن قطره دُر
صاف خواهی چشم و عقل و سمع را بردران تو پرده های طمع را
این طمع چیست که مولانا دریدنش را هم تراز با کنار زدن حجاب ها و پرده ها می داند و مبتلا شدن به آن چنان آدمی را کر و کور می کند که همچون آن صوفی طماع هیچ فریاد و آواز و دُهلی بیدارش نمی کند؟
هر که را باشد طمع الکن شود از طمع کی چشم و دل روشن شود
اما آیا خداوند با وعده فرقان دادن به مؤمنان آن ها را به طمع می اندازد؟ و یا آنکه می خواهد تقوی پیشه گان را از نتیجه راهی که در آن قرار دارند باخبر کند؟
" یا ایّها الّذین آمنوا إِن تَتَّقُواْ الله یَجعَل لکم فُرقاناً و یُکَفِّر عَنکم سَيِّاتِکم و يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيم"
" ای آنانکه ایمان آوردید اگر بترسید خدا را بنهد برای شما جداکننده ای و بزداید از شما گناهان شما را و بیامرزد شما را و خداست دارای فضلی بزرگ" ( سوره 8، آیه 29)
بر اساس آنچه در التحقیق آمده است، طمع بر دو نوع است. طمع مذموم و طمع مستحسن.
فالطمع المذموم القبیح، هو التمایل الی الوصول بشیء لیس بحقّ، کالتمایل الی ما فی ید غیره و لا استحقاق له فیه بوجه. طمع مذموم، تمایل داشتن به سوی آنچه حق نباشد، به آنچه در دست دیگری است و چیزی که استحقاق آن را نداشت.
و اما الطمع المستحسن، و هو إذا کان التمایل الی أمر مستحسن صحیح و هو یستعدّ له و یهیّا وسائله و مقدّماته. طمع مستحسن داری 3 شرط می باشد: آنچه مستحسن است، استعداد برای آن وجود دارد و وسایل و مقدماتش فراهم است. خداوند مؤمنان را مستعد دانسته و مخاطب قرار می دهد (یا ایّها الّذین آمنوا)، سپس آن ها را تشویق به مهیّا کردن مقدمات بهره مندی از فرقان می کند تا مجهّز به تقوی شوند (إِن تَتَّقُواْ الله) و چه چیز مستحسن تر از آنچه خدا بخواهد؟ (یَجعَل لکم فُرقاناً). آری، اینگونه است که خداوند دل مؤمنان را به جوش و خروش طمع می اندازد.
" طمع" در التحقیق اینگونه معنا شده است: أصل واحد صحيح يدلّ على رجاء في القلب قوىّ للشيء و بر این اساس در اکثر آیات قرآن " امید" معنا شده است. حال اینکه طناب امیدت به بلندای چیست و به کجا گره می خورد، آن را مذموم و یا مستحسن می کند.
تو مکانی، اصل تو در لامکان این دکان بربند و بگشا آن دکان
که اگر طناب طمعت در لامکان گره خورد هیچ گاه جداشدنی نخواهد بود.
بسوخت سعدی در دوزخ فراق و هنوز طمع ز وعده دیدار برنمی گیرد
ارغوان