ملاحظاتی در مورد قرآن بر سر گذاشتن در شبهای قدر
چهارمین عملی که شیخ عباس قمی در اعمال مشترک شبهای مبارک قدر، در مفاتیحالجنان توصیه کرده است قرار دادن قرآن بر سر و خواندن این دعا است: اللَّهُمَّ به حق هَذَا الْقُرْآنِ وَ به حق مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ به حق کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ؛ یعنی:«خدایا بهحق این قرآن و بهحق کسیکه به وسیله او آن را فرستادی، و بهحق هر مؤمنی که در قرآن او را ستودی و بهحق تو بر آنها و بهحق خودت که هیچ کس جز خودت به آن آشنا نیست» پس ده مرتبه بگوید «بِکَ یَا اللَّهُ» ده مرتبه «به محمد»، ده مرتبه «به علی»، ده مرتبه «بِفَاطِمَةَ»، ده مرتبه «بِالْحَسَنِ»، ده مرتبه «بِالْحُسَیْنِ»… تا ده مرتبه «بِالْحُجَّةِ»
با وجودیکه این مراسم و دعا هم از نظر سند و هم از نظر محتوا دارای اِشکال است، همواره در مراسم احیا خوانده میشود و حتی از مهمترین بخشها و از ضروریات مراسم شبهای قدر به حساب میآید
الف- آقا شیخ عباس قمی این مراسم و دعا را در کتاب مفاتیحالجنان، بدون ذکر هیچ سندی، آورده است. ایشان حتی این دعا را توصیه هیچ امامی هم ندانسته و مشخص نمیکند که به چه دلیل شرعی یا عقلی این مراسم از اعمال مشترک همه شبهای قدر است و چه چیزی باعث شده است که ایشان آن را به مؤمنین توصیه کنند
ب- تحقیق درباره سند این دعا، ما را تنها به دو کتاب اقبال الاعمال سید بن طاووس (ص ۱۸۷) و بحار الانوار مرحوم مجلسی (ج ۹۵، ص ۱۴۶) راهنمایی کرد و در هیچ کتاب دیگری از آن خبری نیست. در هر دو کتاب عیناً یک عبارت آمده بود و تقدم سید بن طاووس بر مرحوم مجلسی و اشتراک عبارت هر دو، مشخص میکند که احتمالاً مرحوم مجلسی آن را از سید بن طاووس نقل کرده است
ج- سید بن طاووس این دعا را از کتاب غیر معتبری به نام إغاثة الدّاعی نقل کرده است که در آن کتاب این دعا را به امام صادق(ع) نسبت داده است. در این کتاب هیچ سلسله سندی برای این انتساب ذکر نشده است. یعنی نویسنده کتاب مشخص نکرده است که چه کسانی این دعا را از امام صادق(ع) برای او نقل کردهاند یا ایشان آن را از چه کتابی اقتباس کرده است.
د- بنابر آنچه گفته شد سند این دعا، از نظر علمای رجال، مرسل و بیاعتبار است. شاید بههمین جهت صاحب کتاب مفاتیحالجنان از انتساب این مراسم و دعا به امام صادق(ع) خودداری کرده است. شاید ایشان اگر میدانست روزی این دعا جزء ضروریات مراسم شیعیان میشود و برای عوام و خواص تا این حد اهمیت پیدا میکند، که با آداب و روضهخوانی خاص برای هر یک ائمه انجام میگیرد، آن را اصلاً در کتاب خود نقل نمیکرد
البته دعا اگر مضمون درستی داشته باشد نیازی به سند ندارد. نکته اساسی این است که مضمون این دعا تناسب چندانی با ادعیه اصیل اهل بیت(ع) ندارد. نه مطلب مهمی در عبارت آن وجود دارد و نه با توحید و ادب توحیدی، که در ادعیه امامان شیعه(ع) موج میزند، هماهنگ است. مقایسه دعای کمیل امام علی(ع)، دعای عرفه امام حسین(ع) و ابوحمزه امام سجاد(ع) با این دعا، بهخوبی تفاوت ادعیه ائمه(ع) با دعاها و مراسم ساختگی همچون این مورد را، مشخص میکند. به نظر میرسد که این مراسم و دعا، ساخته رمالان و دعانویسان صوفی مسلکی باشد که سالها بعد از غیبت امام زمان (عج) آن را اینگونه تنظیم کردهاند زیرا:
نخست اینکه ائمه در هیچ جا نام خود را در ردیف نام پیامبر(ص) قرار نمیدهند، چه رسد به اینکه نام خود را در عرض نام خدا قرار داده و توصیه کنند به همان میزان که نام خدا را صدا میزنند، ده مرتبه نام پیامبر(ص) و ده بار نیز نام تک تک ائمه(ع) را به ترتیب صدا بزنید و خدا را به آنان قسم دهند.
دیگر اینکه ائمه(ع) در دعاهای خود نام ائمه بعد از خود را ذکر نمیکردهاند. این دعا چگونه میتواند از امام صادق(ع) باشد، تا آنجا که حتی بزرگترین شاگرد امام صادق(ع)، یعنی زراره بن اعین، نام امام بعد از استاد خود امام صادق(ع) را نمیدانست و بعد از وفات امام صادق(ع) فرزند خود را به مدینه فرستاد، تا جانشین او را بشناسد.
http://www.m-nasr.com/?p=1156