آنچه
قبلا درباره ی سوره ی ذاریات نوشته بودم دلخواهم نبود. آن روز مجال کافی برای آنکه
آیات را آنگونه که باید، در ذهن بپرورانم نداشتم و این نقصان در "عالم
امر" به کاستی مضاعف در "عالم خلق" و کلام انجامید. آنچه جلسه ی
پیش درباره ی مالکیت کلمات و روی گرداندن از لغو گفته شد احساس نیاز به بازنویسی ِ
برداشت هایم از سوره ی ذاریات را بیشتر کرد. گفتن آنچه اندیشیده ای خود مسئولیتی سنگین
بر دوش گوینده است، چه رسد به اینکه آن را بنویسی؛ که از روی کاغذ خواندن یک مطلب،
خود به خود به مخاطب القا می کند که "راجع به این مکتوبات بیش از سخنانم
اندیشیده ام" پرواضح است که ثبت یک نوشته در فضایی مجازی با احتمال داشتن
مخاطبانی به وسعت "همه" سنگینی این مسئولیت را به نهایت می رساند.
این بار
سعی می کنم جوری بنویسم که مفتخر به جهل باشم، نوشتنی که کاستی های آن ریشه در
جهلم داشته باشند و نه در لغو و بی توجّهی. باشد که روزی نقدی بر این متن بنویسم
یا بخوانم.
بسم الله
الرّحمن الرّحیم به نام خداوند
بخشاینده ی مهربان
وَالذَّارِيَاتِ
ذَرْوًا ﴿۱﴾ سوگند به پیامبرانی که در زمین گستردند و گستراندند ﴿۱﴾
فَالْحَامِلَاتِ وِقْرًا ﴿۲﴾
و به این سبب حاملان رسالتی سنگین بودند ﴿۲﴾ فَالْجَارِيَاتِ يُسْرًا ﴿۳﴾
پس آن بار سنگین امانت به یسر بر زبان جاری شد. در لغت نامه ها به هم ریشه بودن "یسر"
و "یسار" اشاره شده است و یسار در مقابل یمین می آید. گاهی معنی چپ می دهد در مقابل
راست. در "العین" به معنی خفیف آمده است. پس آن بار سنگین امانت با جاری
شدن بر زبان خفیف شد. ﴿۳﴾ فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا ﴿۴﴾ به
سبب جاری شدن این بار سنگین بر زبان، پیامبران بخش کنندگان امری هستند. در "مفردات"
امر به معنای "شان" است و در
"العین" یکی از معانی آن "ماموریت"است.
پس از
اتمام سوگند و سخن درباره ی پیامبران و رسالت آنان در 4 آیه ی اوّل، فرستنده ی این
پیامبران رو به انسان ها می گوید: إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ ﴿۵﴾
آنچه بدان وعده داده می شوید راست است.
استفاده از فعل مضارع در این آیه این معنا را القا می کند که فارغ از زمان، انسان
ها در طول تاریخ توسط پیامبران به چیزی وعده داده می شوند و این وعده ها با فوت
پیامبران متوقف نمی شوند. در لغت نامه ها "وعده " می تواند خیر یا شر
باشد. آنچه بدان نوید داده می شوید راست است ﴿۵﴾ وَإِنَّ الدِّينَ
لَوَاقِعٌ ﴿۶﴾ خداوند مالک یوم الدین است و این روز ِ حساب، بدون شک
واقع شدنی ست ﴿۶﴾
در این
شش آیه به فرستادن پیامبران، رسیدن پیام آن ها به انسان ها و وقوع حسابرسی اشاره
شده است.
وَالسَّمَاء
ذَاتِ الْحُبُكِ ﴿۷﴾ سوگند به آسمانی که در آن حبک و راهها ست ﴿۷﴾
إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ ﴿۸﴾ همانا شما در قولهایتان
مختلفید و همین قول شما ست که در روز دین و حساب شما را دسته بندی می کند. ﴿۸﴾
يُؤْفَكُ
عَنْهُ مَنْ أُفِكَ ﴿۹﴾ آنکه به دروغ از حق روی برگرداند در آن روز
دروغکی از وی روی برگردانده شود. از رحمانیت خداوند چیزی جز این بر نمی آید که
میلش روی کردن به تمام بندگان باشد ولی در روز دین از برخی روی برگرداند ﴿۹﴾
قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ ﴿۱۰﴾ کشته باد این گروه خراصون و کذّابون (10)
الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ ﴿۱۱﴾
آنان که آب غفلت از سرشان گذشته است(11) يَسْأَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ ﴿۱۲﴾
يَوْمَ "هُمْ " عَلَى النَّارِ
يُفْتَنُونَ ﴿۱۳﴾ این گروه غافلان می پرسند: چه هنگام است روزی که
این گروه خرّاصون (هُمْ) بسوزند و سنجیده شوند؟ (12و 13). { اینان از غفلت، خود را
بر حق می دانند و برای روز دین لحظه شماری می کنند}
ذُوقُوا
فِتْنَتَكُمْ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ﴿۱۴﴾ خداوند،
خود این گروه غافلان را مخاطب قرار می دهد که : شما می خواستید آن گروه خرّاصون را
بسنجید؟ بچشید سنجیده شدنتان را، این است روزی که برایش عجله داشتید.
إِنَّ
الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۱۵﴾ همانا آنانکه از قضاوت
کردن در محضر خداوند پروا داشتند (به دور از جدال گروه اوّل و دوم (خرّاصون و
ساهون)) در باغ ها و چشمه ها به سر می برند. ﴿۱۵﴾ آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ
رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُحْسِنِينَ ﴿۱۶﴾ آنچه
پروردگارشان دهد می گیرند ، همانا اینان نیکوکاران بودند (16) كَانُوا قَلِيلًا
مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ ﴿۱۷﴾ کمی از شب را می خوابیدند (17)
وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ﴿۱۸﴾ در سحرهایشان استغفار می
کردند.(18ُ)
در آیات
شش به بعد که به چگونگی قرار گرفتن انسان ها در دسته های مختلف در روز حساب
پرداخته شده، از کلماتی از ریشه ی "افک" ، "خرص"، "سئل"و
"استغفار" استفاده شده است که به نظر می رسد تاکیدی باشد بر آیه ی إِنَّكُمْ
لَفِي قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ ﴿۸﴾
و آنجا
که خداوند گروهی را که از خود غافل شدند و به سنجیدن دیگران پرداختند مخاطب قرار
می دهد ما را باز می دارد از قضاوت کردن در مورد دیگران و پیش بینی آنچه در روز
جزا بر آنها خواهد گذشت. چرا که راههای رسیدن به خداوند محدود به آنچه ما می
شناسیم نیستند و این می تواند تعبیری از آیه ی وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُكِ ﴿۷﴾
باشد.
فضّه