سلام

چه تقارن جالبیه، میلاد حضرت جواد الائمه (ع) و تولد یک سالگی وبلاگ!

هی!
گوش کنید الفبای آغاز را
و به خاطر بسپارید
هجای لبخند را.
اینجا نسیان بر افکار بوسه زده است...
آه،
هجرت لحظه ها چگونه ما را به ما برد
و بر ما نشاند ما را
و مکافات خود بودن را از داری آویخت
که گره گره اش را خود از گیسوان یار بافتیم.
کمکم کن تا به آغاز برسم
کمکم کن تا فراموش کنم:
صدای کلاغ هایی را که در رویای مسکوتم خواندند
و بانگ خروس بی محلی که رویایم را برید.
و بگسستند ریسمان بی نهایت سخن را...
هی!
گوش کنید مرثیه زیستن را
و بخاطر بسپارید
سیل اشک ها را که بر ریشه ی هستی خشکید؛
اینجا نسیان بر افکار تیغ می زند...
آه،
خرامیدن زمان چگونه ما را پوساند از ما
و از ما ستاند ما را،
و کلام مبهوت ما را بر گوش ها نجوا کرد
و از خاطره ی فریاد های منزوی محو ساخت.
هی!
بخاطر بسپارید ما را از ما
همانطور که آمدیم
و خواهیم رفت:
از میلاد به سحر گاهان برای بانگ فوت سر دادن
از افق به ظلمت، برای افق تاریک شدن
از صبح به شب، برای صبح شدن
و از من به تو، برای ما شدن...

(قبل از اینکه آقای دکتر بگه مرجع شعر کجاست، خودم اعتراف میکنم که نمیدونم حتی از کیه! یه جا خوندمش خوشم اومد)

اما حیفه که آدم از میلاد امامش بگه اما از کلامش چیزی نگه. یه حدیث از امام جواد (ع) نقل میکنم اما به عمد ترجمه حدیث رو حذف میکنم، هر کس خودش بره دنبال معنیش...

امام جواد علیه السلام در مورد اهمیت به کتب آسمانی می فرماید: "و کل امة قد رفع الله عنهم علم الکتاب حین نبذوه و ولاهم عدوهم حین تولوه"  (فروع کافی. جلد 8 . صفحه ی 53)

انشاالله فردا در حرم پدر بزرگوارش نایب الزیاره همتون هستم.

در وطن خویش غریب