زبان 2
سعی می کنیم بی هیچ چشم داشتی به لغات نگاه کنیم. سعی می کنیم اگر تجربه ها، شنیده ها و پیش زمینه های ذهنیمان ما را به سوی معنای خاصی سوق می دهند، بی درنگ و بی تأمّل مفعول این فلش ها نشویم و نیم نگاهی به آن سوی شنیده ها و شاید باورهایمان بیاندازیم تا به این ترتیب شاید برقی از آینه خاک گرفته ی قرآن هایمان بیرون زده و نوری هرچند کوچک را در چشمانمان منعکس کند.
آری، از چند وجهی بودن زبان قرآن حرف می زنم، از بی بار بودن کلمات آن. نمی دانم این لفظ " بی بار " بودن را از کجا آوردم، شاید از شنیده هایم در کلاس باشد، امّا من را یاد یون هایی می اندازد که در شیمی خواندیم. Na+ یا همان سدیم، Cl- یا همان کلر که در طبیعتشان و از ابتدای خلقتشان باری مثبت و منفی را به دوش می کشند. امّا در کلاس یاد گرفتم که لغات دارای طبیعتی بدون بار هستند و این ما هستیم که اغلب آن ها را مجبور به کشیدن باری که می خواهیم می کنیم. یاد این جمله از پل والری افتادم که خلیل در پست 88/4/31 در وبلاگ گذاشته بود: " اگر شعر کامل ترین و خالص ترین هنرهاست از این روست که باید قهرا قیود متعدد گوناگونی را گردن نهد."
با همبن تفکّر تمرین کردیم قرار دادن معانی مثبت را به جای مفاهیم مذموم، مانند سوء و فحشا در سوره یوسف (ع). چطور می توانستیم از سوء و فحشایی که این همه سال با مفاهیم و معانی مذموم آن ها زندگی کردیم معانی مثبت بیرون بکشیم؟ بعد از کلنجارهایی که با معانی عربی هر کدام می رفتیم و ریز شدن در هر یک از لغات، گاهی به تعابیر و معانی متفاوتی از لغات و به تبع آن معانی و تعابیر متفاوت و برای خودِ من دوست داشتنی ای از آیه می رسیدیم. نمی دانم درباره " چند وجهی " و " بی بار " بودن کلمات چه چیزهای دیگری در کلاس مطرح شده است. قطعا بیشتر از نوشته های منند، امّا بعد از به روی کاغذ آوردن دانسته هایم درباره این موضوع، این سوال برایم پیش آمد که " آیا چند وجهی بودن یک کلمه، همان بی بار بودن آن است؟ ". پاسخ خودم در جواب چنین سوالی این است که یک کلمه در حین بی بار بودن، چند وجهی نیز می تواند باشد. یعنی کلمه ای که چنین ظرفیت و قابلیتی را دارد که ظرف ها و قالب های متعددی را برای پر شدن از مفاهیم گوناگون و متعدد در خود جای دهد، بی آنکه در طبیعت خود، ظرف یا وجهی از آن، پر شده از مفهوم خاصی باشد، بی بار نیز می تواند باشد.
و دیگر اینکه شاید بتوان گفت، بی زمانی زبان قرآن از بی بار بودن لغات آن سرچشمه می گیرد. چند وجهی بودن لغات و در کنار هم قرار گرفتن این وجوه، معانی متعدد بسیاری را ایجاد می کند که می تواند برای هر زمانی و شاید برای هر فردی معنایی متفاوت از دیگر زمان ها و دیگر انفاس را بنمایاند؛ و شاید تنها، نی مردان خداست که لغات چند وجهی قرآن را در فضای نفسشان چنان می گرداند که وجوهی که باید، همانند پازلی چند بعدی در کنار هم جفت می شوند تا جمله یا عبارتی، آینه ی تمام نمای حق شود.
ارغوان