موضوعی که فکر من رو به سمت خودش سوق داد مبحث زبان اشاره بود که در تاریخ 3/10/88 در وبلاگ ثبت شده بود با این مضمون: در جایی که سخن حجاب است به زبان اشاره حرف میزنند.این جمله آنقدر ذهنم رو درگیر کرد که سعی کردم ابتدا از گفته های وبلاگ استفاده کنم ولی کافی نبود لذا با خواهش از خلیل ازش خواستم مقداری مثال در این مورد بزنه و اونم بیتی از حافظ را به عنوان مثال ذکر کرد و بنده هم این نتایج رو گرفتم ( به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید):بهتره ابتدا در مورد زبان عبارت بگم.زبان عبارت زبان آشکارگی است چرا که ما سعی میکنیم برای توضیح یک عبارت با کلمات و عبارات آن رو معنا کنیم تا معنا برامون آشکار بشه و زبان عبارت زبان شرح وتفسیر و توضیحه و مخاطب به راحتی و به طور مستقیم به معنا دست پیدا میکنه و اما در زبان اشاره زبان زبان مستوری و پوشیدگی است و زیبایی این زبان در مستور بودنشه زبان اشاره مخاطبین خاص داره ولی مخاطبین آن برداشتهای متفاوتی از آن دارند و هر چقدر هم که معنا از آن صادر بشه این معنا پایان پذیر نیست و به طور مستمر هر مخاطب میتونه با توجه به ذوق و قریحه ای که در آن فرد هست از آن معنا برداشت کنه .علت اینکه برداشتهای متنوعی از زبان اشاره صورت میگیره اینه که زبان اشاره ظرفیت تمامی معانی رو داراست و زبان اشاره به شکلی است که ما نمیتونیم به ورای معنای ظاهری آن برسیم و همچون زبان عبارت نیست که فقط یک یا دو معنای ظاهری داشته باشه و همین مطلبه که باعث جاودانگی این زبان میشه همچون زبان قرآن و اشعار حافظ و عرفان و..... که هر فردی از ظن خود برداشتی از آنها ارائه میده ولی نمیتونه به بطن آن راه پیدا کنه:
هر کسی از ظن خود شد یار من                 از درون من نجست اسرار من
زبان اشاره یک نوع سبک سازی است برای افرادی که به دنبال مخاطبین خاص هستند . زبان اشاره کلامیست که مانع از بیان حقایق نمیشه بلکه خودش عین حقیقت و واقعیته......
زوجه خلیل